صفحه اول   ::    آگهی استخدام   ::    اخبار   ::    همایش و جشنواره   ::    گالری   ::    سرمقاله   ::    مقالات و یادداشتها   ::    گفتگو و مصاحبه   ::    سایتهای مفید   ::    درباره ما   ::
 

 


پنجشنبه
8 تير 1396
3. شوال 1438
2017 Jun 29

 

کانال ما در تلگرام

ایرانفودنیوز

وب سایت خبری صنایع غذایی ایران

کانال ما را در تلگرام دنبال کنید

 

https://telegram.me/joinchat/BGSJdgC493n3baukf_EBgQ

 

 

 

همکاران و همیاران

 


مشاهده کامل مصاحبه
 گفتگوی اختصاصی ایرانفودنیوز با حاج غلامرضا یزجردی پیشکسوت صنعت آرد و نان    

لطفا خودتان را بطور کامل برای خوانندگان ماهنامه معرفی فرمایید.

نام من غلامرضا است و در سال 1298 هجری شمسی در تهران متولد شدم ، پدرم خدا بیامرزم نانوا بود و نان حلال به دست مردم می داد . از صبح تا شب زحمت می کشید و همیشه در پی آن بود که چاره ای برای مشکلات مردم پیدا کند ، لطف خداوند بود که در خانواده ای اهل دین و تقوا پرورش یافتم.

چگونه و از چه سالی وارد حوزه صنعت غذای کشور شدید؟

زمانی که دیپلم خود را گرفتم تصمیم داشتم وارد هنرستان شوم . آن زمان پدرم بسیار مریض بود و از من خواست که کارش را ادامه دهم بنده هم اطاعت امر کردم و پذیرفتم و در کنار پدر در نانوایی سنگکی تمام کار را یاد گرفتم و پله پله بالا آمدم . بعد از چند سال با یکی از دوستانم نانوایی مستقلی در سال 1322 در خیابان (شاپور) وحدت اسلامی فعلی راه انداختیم و طی چند سال ، چند نانوایی دیگر هم راه اندازی کردم و پله های ترقی را پشت سر گذاشتیم .    در آن زمان که مصادف با جنگ بود و روسها و انگلیسیها به ایران حمله کرده بودند آرد آزاد بسیار کم یافت می شد و آردهایی که به نانوایان می دادند بسیار بی کیفیت بود که نان حاصل از آن بسیار بی کیفیت بود ، نانی هم در سیلوی تهران تولید شد که معروف به نان سیلو بود که نان بسیار ضخیمی بوده در آن زمان مردم در شرایط بسیار بدی بودند و گاهی به جای آرد ، سیب زمینی در دکان های نانوایی می آمدند ، در آن زمان مردم برای تهیه نان کوپن داشتند.در آسیاب آبی هم کار می کردیم و با دوستان به آنجا می رفتیم و خودمان گندم را آسیاب می نمودیم و بعد از آن با یکی از دوستان در سال 1329 شرکتی به نام آرد تابان تأسیس کردیم که با سنگ فرمل و موتور کار می کرد بعد از سال 1331 نیاز داشتیم که کار را گسترش دهیم برای همین از کشور روسیه ماشین آلات غلطکی را برای آرد سازی خریداری کردیم با این ماشین آلات کار کردیم ولی نتیجه مطلوبی نگرفتیم چون نه محصول خوبی داشت و نه مشتریان راضی بودند برای همین از کشور آلمان ماشین آلات جدیدی خریداری کردیم و حدود 30 سال این ماشین آلات کار کرد ،که از آن هم بنده و هم مشتریان راضی بودند .

.

لطفا کمی در مورد برکت و حال وهوای سالهایی که قرآن در طبقه بالای آرد تابان نوشته می شد صحبت بفرمایید.

در سال 1375 از طرق یکی از دوستان متوجه شدم شخصی بنام محمود طلازاد که ورزشکار هم بودند خیلی زیبا قرآن می نویسند،وقتی کار ایشان را دیدم علاقمند شدم و آمادگی خود را اعلام نمودم،محمود طلازاد اظهار داشت اگر یک مرد  پیدا شود که مبلغ هفت میلیون پرداخت کند من 30 جزو از این قرآن را به همین صورت نوشته و تحویل می دهم،که بنده هم پذیرفتم و درطبقه بالای کارخانه فضایی مهیا نمودم که حال و هوای خاصی داشت وبرکت آن شامل حال ما شدکه در مدت 6 سال طراحی تذهیب و روی پارچه کتان بوم شده ودر 5 رنگ اجرا شد.این قرآن دارای 359 تابلو است و هر ورقش 2 متر طول و 20/1 سانتیمتر عرض دارد که چندی پیش در منزل خود تعدادی از صفحاتاین قرآن را به نمایش گذاشتم که کارشناسان بسیاری از جمله آقایان الهی قمشه ای ،دکتر محقق وآقای بجنوردی رئیس کتابخانه ملی  از بازدید کنندگان بودند که با پیشنهاد آقای بجنوردی این قرآن را به کتابخانه ملی اهدا نمودم که معرض دید عموم قرار گیرد.

چه سالی ازدواج کردیدو چند فرزند دارید، وآیاآنها راه پدر را ادامه داده اند؟

سال 1319 ازدواج کردم ، سه دختر و سه فرزند پسر دارم که دکتر حسین یزجردی راه بنده را ادامه داده اند و در حال حاضر شرکت آرد تابان را مدیریت می کنند.

رمز رسیدن به این موفقیت را در چه می دانید؟

همیشه موفقیت خود را لطف شامل حال بنده بوده و است ، و همیشه سعی کردم راه درست و تقوا را پیشه کنم و به خداوند توکل داشته باشم سعی کردم همیشه تمام مشتریان را راضی نگه دارم و آرد مرغوب به مردم برسانم و حق کسی را ضایع نکنم

یادتان هست اولین درآمدتان چقدر بود؟

زمانی که از پدرم جدا شدم و نانوایی مستقلی راه اندازی کردم یک جفت قالیچه داشتم که نزدیکی از دوستانم به امانت گذاشتم و مبلغی از ایشان پول قرض کردم که کار جدید را آغاز نمایم و در آن زمان اولین درآمد من و همکارم روزی یک تومان بود.

آیا در زندگی الگویی داشتید؟

الگوی من پدر خدابیامرزم بودند ایشان با اینکه بیمار بودند و درآمد کمی داشتیم ولی زندگی راحتی داشتیم . من هم سعی کردم که همیشه روی پای خودم بایستم و خود ساخته باشم و سعی کنم مانند پدرم زندگی حلالی داشته باشم

آیا از کلاس اول دبستان خود چیزی به یاد دارید؟

زمانی که وارد مدرسه شدم اولین کلاس ، تهیه نام داشت یا به قول امروزی ها (پیش دبستانی)بود و بعد کلاس اول شروع می شد . کلاس اول دبستان را در مدرسه عنصری بودم که نام معلم ما شیخ جارله بود آن زمان درسهای بسیاری به دانش آموزان یاد می دادند یک یکی از درسهای ما سیاق نام داشت که طرز نوشتن اعداد بود مثل یک که مانند ریاضی عمل می کرد . شاهی ، سی صنار و ........ در آن زمان پول ارزش زیادی داشت.

آیا به جوانان ایمان دارید؟

بله ، از جوانان می خواهم که همیشه راستگو باشند و همیشه در کارشان صداقت داشته باشند و سعی کنند هیچ گاه از یاد خداوند غافل نشوند و احترام به خانواده مخصوصا پدر را فراموش نکنند و در کارها به خداوند توکل کنند تا همیشه موفق باشند.

 


مصاحبه شونده : حاج غلامرضا یزجردی
آخرین ویرایش : 1391/10/11 -- 09:29:56
نویسنده : میترا طهرانی
تعداد بازدید : 2495
پذیرش آگهی

شماره تلفن های پذیرش آگهی:

0912-2474056

 

تک ماکارون - 4432741 - 0
تهران پک - 3482133 - 0
سحر خیز - 4992624 - 0
سازیبا - 2449138 - 0
فراورده های گوشتی مام - 3265544 - 0
پارس استا - 2276001 - 0
زرماکارون - 4988548 - 0
زر فروکتوز - 46341 - 0
سحر همدان - 4991764 - 0
سبزان - 4989268 - 0
پگاه تهران - 4115365 - 0
سن ایچ - 3131191 - 0
   صفحه اول   ::    آگهی استخدام   ::    اخبار   ::    همایش و جشنواره   ::    گالری   ::    سرمقاله   ::    مقالات و یادداشتها   ::    گفتگو و مصاحبه   ::    سایتهای مفید   ::    درباره ما   ::
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اولین وب سایت خبری صنایع غذایی ایران می باشد.


پنل ارسال ایمیل تبلیغاتی